Repository of Research and Investigative Information

Repository of Research and Investigative Information

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی زنجان

میزان تغییر تراکم استخوان در زنان یائسه تحت درمان با آلندرونات در مقایسه با هورمون‌های جنسی: یک پیگیری چهار ساله

(1386) میزان تغییر تراکم استخوان در زنان یائسه تحت درمان با آلندرونات در مقایسه با هورمون‌های جنسی: یک پیگیری چهار ساله. مجله‌ی علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان..

[img] Text
J Adv Med -v15n61p49-fa.pdf

Download (199kB)

Official URL: http://zums.ac.ir/journal/article-1-256-fa.html&sw...

Persian Abstract

زمینه و هدف: با توجه به وجود درمان‌های دارویی متعدد برای پوکی‌استخوان و تعداد محدود مطالعات آینده‌نگر در مورد تأثیر رژیم‌های مختلف درمانی بر تراکم استخوان به خصوص در کشور ما، مطالعه‌ی حاضر به منظور مقایسه‌ی سه روش درمانی مختلف شامل کلسیم و ویتامین D، آلندرونات + کلسیم + ویتامینD و درمان جایگزینی با هورمون‌های جنسی در زنان یائسه‌ی شهر زنجان انجام شد. روش‌بررسی: در این مطالعه که به روش کوهورت تاریخی انجام شد، تعداد 115 زن یائسه که از سال 1380 به دنبال تشخیص پوکی‌استخوان تحت درمان قرار گرفته بودند و حداقل دارای دو نوبت تراکم‌سنجی ‌استخوان به فاصله‌ی حداقل 15 ماه بودند، مورد بررسی قرار گرفتند و به مدت 18 تا 44 ماه پیگیری شدند. بیماران بر اساس نوع درمان‌های دریافتی به سه گروه تقسیم شدند: گروه اول: کلسیم 1000 میلی‌گرم در روز به همراه 400 واحد در روز ویتامین D. گروه دوم: آلندرونات 10 میلی‌گرم در روز به همراه 500 میلی‌گرم کلسیم و 200 میلی‌‌گرم ویتامین D در روز. گروه سوم: استروژن کنژوگه 625/0 میلی‌گرم 25 روز در ماه به همراه 5 میلی‌گرم پروژسترون 10 روز در ماه (به صورت سیکلیک) و 500 میلی‌گرم کلسیم به ‌همراه 200 واحد ویتامینD در روز. کلیه‌ی افراد با علل ثانویه‌ی پوکی‌استخوان و یا عدم مصرف کامل دارو از مطالعه حذف شدند. کلیه‌ی موارد تراکم‌سنجی استخوان در یک مرکز انجام شد. برای بررسی اطلاعات از روش آماری Paired T-Test و T-Test و کای دو استفاده شد. یافته‌ها: در کل بیماران تحت درمان، میانگین تراکم استخوان در مهره‌های کمری به طور معنی‌داری و حدود 8/4 درصد افزایش داشت (002/0=P)، ولی میانگین تراکم استخوان در ناحیه‌ی هیپ 6 درصد کاهش نشان داد. در بیماران تحت درمان با کلسیم و ویتامین D در نواحی مهره‌ها و ساعد تغییر معنی‌داری دیده نشد، ولی در ناحیه‌ی هیپ کاهش معنی‌دار تراکم استخوان دیده شد (004/0=P). در افراد تحت درمان با بیس‌فسفونات + کلسیم و ویتامین D افزایش 11 درصدی در تراکم مهره‌های کمری (00/0=P) دیده شد ولی در نواحی دیگر تغییر معنی‌‌داری دیده نشد. در افراد تحت‌درمان با HRT هیچ‌گونه کاهش تراکم استخوان مشهود نبود ولی افزایش معنی‌داری نیز مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: بهترین نوع درمان برای پوکی‌استخوان زنان یائسه استفاده از بیس‌فسفونات + کلسیم و ویتامین D می‌باشد ولی تنها نوع درمان که می‌تواند در هر سه ناحیه‌ی مهره‌ها، هیپ و ساعد مانع از افت تراکم استخوان شود، HRT است. لذا استفاده از آلندرونات به عنوان خط اول درمان در زنان یائسه‌ای که به خصوص در مهره‌های کمری دچار پوکی‌استخوان هستند، توصیه می‌شود.

Title

Effects of Alendronate and Hormone Replacement Therapy (HRT) on Bone Mineral Density of Postmenopausal Women

Abstract

Background and Objective: Although there are several methods of treatment of osteoporosis, prospective studies to compare their effect on bone density in Iranian population are rare. This study was designed to compare the effect of alendronate and hormone replacement therapy on bone mineral density of postmenopausal Iranian women living in Zanjan. Materials and Methods: We treated 115 women (mean age 54/8±9 years). Twenty four women were treated with conjugated equine estrogen (0.625 mg), 5 mg medroxyprogesterone, and 1000 mg elemental calcium with 400 IU vitamin D daily. Forty four subjects received 10 mg/d alendronate plus calcium and vitamin D in the same dose and 37 women were taken placebo with 1000 mg/d calcium and 400 IU/d vitamin D. Their bone mineral densities (BMD) were measured at the lumbar spine, hip and mid radius every 12 months for three years. All cases with secondary osteoporosis were excluded from the study. Results: Significantly a higher percentage increases in BMD at the lumbar spine (P< .008, 2-way analysis of variance) were found in the alendronate group than in the HRT and calcium + vitamin D groups throughout the 36-month study period. However, there was no difference in BMD at the femoral neck and mid-radius between alendronate and HRT groups. Treatment with alendronate resulted in a 11% increase at the L-spine BMD (P: 0/00). A non significant reduction of about 4% at the femoral neck BMD was detected in alendronate group at the end of the 3-year study period. Although there was no significant change in the femoral neck, lumbar spine or mid-radius BMD with HRT, a significant decline (about 9%) in the BMD of the femoral neck was observed in the placebo group (P: 0.004). There was no difference in upper gastrointestinal or drug-related side effects between the groups. Conclusion: Our data suggest that the use of alendronate was well tolerated for 3 years and significantly increased BMD at the L-spine. It also can reduce the rate of BMD reduction at the femoral neck as was seen in the placebo group in postmenopausal Iranian women. Although HRT can inhibit BMD reduction at the femoral neck and lumbar spine, this regimen can not increase BMD in postmenopausal Iranian women.

Item Type: Article
Keywords: Bone Density, Alendronate, Osteoporosis, HRT, Calcium, Vitamin
Journal or Publication Title: مجله‌ی علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان.
Abstract and Indexing: ISC
Depositing User: خانم گیتی شاه محمدی
URI: http://repository.zums.ac.ir/id/eprint/4365

Actions (login required)

View Item View Item